بدون دسته بندی

مروری بر مطالب هفته گروه عالیجناب ذهن

بدون دیدگاه

مروری مختصر بر مطالب این هفته ….

این هفته از محضر استاد گرانقدر جناب آقای منصوری بزرگوار آموختیم که …

 

هرچقدر ذهن ناخودآگاه خودتون رو بهتر بشناسین، بیشتر میتونین خودتون و خدای خودتون رو بشناسین، و حاصل این شناخت و آگاهی جذب کرور کرور برکات از جاهایست که ذهن خودآگاه تحلیل گرتون حتی هزار سال دیگه هم قدش بهش نمیرسه.

منشا سرنوشت شما در لایه های زیرین ذهن ناخودآگاه شماست،
پس ببینید که افکار، احساسات، باورها، نگرش ها، شخصیت و هویت شما رو چه چیزهایی تشکیل داده ؟!

نودوپنج درصد هویت ما رو مجموعه ای از رفتار های حفظ شده ، واکنش های احساسی ، باورها و رویکردهایی تشکیل میده که درست مثل یک برنامه کامپیوتری ناخودآگاه عمل میکنه و مانسبت بهش آگاهی نداریم.

وقتی بصورت علمی بدونین که روزانه 2 میلیون لیتر هوا تنفس میکنین و همه اینها به تمام سلول هاتون میرسه، وقتی بدونین هر سلول بدن شما بین 100 تا چند هزار کار رو همزمان انجام میده ، وقتی بدونین بدن شما حدود 25 میلیون سلول از دست میده و همونقدرم بدست میاره و همه اینها توسط رئیس بلامنازع بدن یعنی ذهن ناخودآگاه انجام میشه بهتر مطالب رو درک خواهید کرد…. اونوقت دیگه تریلیاردر شدن ، پیش اومدن فرصت ها و هزاران خواسته دیگه براتون کوچیک خواهند بود… .

تنها با آگاهی از عملکرد ذهن و بویژه ذهن ناخودآگاهتون هست که میتونین در زندگی شاهد معجزات باشین، تلاش و تقلا و حرص خوردن نیازی نیست…..

ما هر لحظه به دنیای کوانتوم وصلیم ما «جسم + روح + ذهن »هستیم.

هر چه بیشتر از حواسمون برای تعیین واقعیت زندگی مون استفاده کنیم ، بیشتر به حواسمون اجازه میدیم تا واقعیت زندگی مون رو تعیین کنن. اگه ما خودمون رو موجوداتی فیزیکی بدونیم ، خودمون رو محدود می کنیم و همه چیز رو فقط با حواس فیزیکی مون درک می کنیم.

اگه مدل واقعیت کوانتومی میگه که همه چیز انرژیه ، پس چرا ما خودمون رو موجوداتی فیزیکی می دونیم؟

دلیلش اینه که اکثر ما توی حالت بقا و با احساسات گذشته زندگی می کنیم نه توی حالت خلق کردن. از اونجایی که احساساتی که مربوط به حالت بقا هستن فرکانس پایینی دارن و سطح ارتعاش شون پایینه، باعث میشن که ما بیشتر احساس ماده بودن و کمتر احساس انرژی بودن رو داشته باشیم. احساساتی مثل عصبانیت، تنفر، رنج کشیدین،شرم گناه و… باعث میشن که بیشتر احساس ماده بودن و فیزیکی بودن کنیم چون فرکانس اونها پایینه.
با این وجود احساسات متعالی تر مثل عشق، شادی و شکرگزاری فرکانس بالاتری دارن. در نتیجه اونها بیشتر انرژی مانند و کمتر مادی هستن.
پس این خیلی منطقیه که اگه ما اعتیادی که به اون احساسات حالت بقا داریم رو از بین ببریم، فرکانس انرژی ما بالاتر میره. هرچه احساسات ما متعالی تر باشن، ما به سطوح آگاهی بالاتری میریم و به منبع نزدیک تر میشیم.

احساسات متعالی ؛ عشق به خود، دوست داشتن خود، اعتماد به ناشناخته ها، شکرگزاری، بخشش ، همه اینها احساساتی هستن که شما رو به سمت آینده ای جدید سوق میدن، آینده ای که بسیار لذت بخشه .

ما آموختیم که….
«ذهن ناخودآگاه با زمان “حال” کار داره.»
شما در حال حاضر دارین چه فرکانس ، ارتعاش ، فکر و احساسی به ذهن ناخودآگاهتون میدین؟
چون بر اساس اون اتفاقات رو براتون رقم میزنه

وصل شدن به دنیای کوانتوم، یعنی وصل شدن به دنیای ناشناخته ها، دنیایی که محل حکومت ذهن ناخودآگاه هم هست – همون جایی که میشه آینده رو خلق کرد،
با زور بازو و تلاش و تقلا نه، فقط با قدرت ذهن ناخودآگاه قدرتمند و نامحدود 95 درصدی

دنیای کوانتوم جاییست که همه احتمالات در اونجا هست، هر چه که شما بتونین تصورشو بکنین، ثروت بی نهایت، عشقی که دنبالش هستین، روابط عالی ، بچه ای که دوست دارین داشته باشین، فرصت هایی که دوست دارین سمتتون بیاد و……

انرژی همیشه توی فرآیند خلق بوجود میاد، شما احتمالاتی رو میتونین ببینین که قبلا هرگز نمی تونستین ببینین
چون دیگه شما با ذهن خودآگاه 5 درصدیتون که محدوده، خودتون رو محدود نمیکنین و احتمالاتی که باید ببینین رو با ذهن ناخودآگاهتون میبینین.

به قول دکتر جو دیسپنزا؛ برای اینکه از خداوند تقلید کنین و مثل خدا خالق باشین شما باید الهی باشین، باید گسترده و نامحدود باشین، باید قبل اینکه ثروتمند باشین در ذهن ناخودآگاه خودتون ثروتمند باشین، وقتی این حالت وجودی رو برای خودتون در ذهن ناخودآگاه خلق کردین و جزء هویت، شخصیت و ذات شما شد دیگه کارتون تمومه… .
چون شما یک ترتیب عصبی – شیمیایی در تک تک سلول هاتون ایجاد کردین که دیگه هیچ چیزی نمیتونه این رو ازتون بگیره ، ثروتی که میخواین بیاد سمتتون، عشقی که دنبالش هستین رهاتون نمیکنه، نه اینکه شما برین دنبالش ، برکات خودش به سمت شما میاد
( قدر خودتون رو بدونین) … .

پس شما با آگاهی از عملکرد ذهن ناخودآگاه ، یاد میگیرین که برای رسیدن به خواسته هاتون باید به یک شخصیت جدید تبدیل بشین،درسته ؟
شما نباید ذهنیت قربانی بودن رو داشته باشین، شما باید همیشه ذهنیت برنده بودن رو حفظ و براساس اون فکر و احساس کنین.

زمانی که ما در زمان حال احساسات متعالی مثل عشق یا شادی رو درونمون ایجاد می کنیم و قلبمون رو باز می کنیم، حالتی از آگاهی رو در درون خودمون فعال می کنیم که باعث میشه به نگرش هایی جدید، سطوح عمیق تری از بخشش و واقعیت های زیبایی که ریشه اونها در شادی قرار داره دسترسی پیدا کنیم.

پس زمانی که ما تمرکزمون رو روی قلبمون بذاریم و احساساتی مثل شکرگزاری،شادی و عشق رو در خودمون ایجاد کنیم، چیزهایی رو به زندگی مون جذب می کنیم که باعث میشن بیشتر شکرگزارباشیم یا بیشتر شاد و عاشق زندگی باشیم.
ما باید همین حالا همون انرژی رو داشته باشیم که می خوایم توی دنیای اطرافمون ببینیم. ما باید همین حالا افکار و احساساتی داشته باشیم و اعمالی رو انجام بدیم که سطح ارتعاش بالایی دارن.
چون که همه چیز و همه احتمالات در زمان حال هستن.
بنابراین اگه شما بتونین همواره آگاهی تون رو توی زمان حال نگه دارین و سطح ارتعاش بدن فیزیکی تون رو بالا و بالاتر ببرین،شما ناگهان می بینین که همه چیز آسون تر میشه چون بدنتون داره با سطح آگاهی بالایی که می خواین بهش برسین هماهنگ میشه.

یکی از کلیدی ترین تصمیم ها و انتخاب هایی که میتونه بر تمام تصمیمات زندگیتون اثر بسیار مثبت بزاره ، تعهد به دوست داشتن و پذیرفتن خودتونه.

همونطور که هستید. بدون وابستگی به همسر، بدون وابستگی به فلان عشق، بدون وابستگی به پول، بدون وابستگی به مقام، صندلی ، مدرک، رتبه ، درجه ، بدون وابستگی به موقعیتت، بدون وابستگی به محل جغرافیاییت، بدون وابستگی به دکور خونت، بدون وابستگی به متراژ خونت، بدون وابستگی به هیچ چیز، هیچ چیز ، هیچ چیز، تا به این نقطه برسین که شما بی نظیر خلق شدین، چرا که شما رو خدای بی نظیرتون، بی نظیر خلق کرده، نشونه علمیش هم همون اثر انگشتتون هست، تک تک سلول هاتون هست که بدن فیزیکی شما رو ساخته… .
این تصمیم به طور مستقیم بر کیفیت زندگی شما، روابط شما، کار شما، ایمان شما، نحوه نگاه شما به حال ، نحوه نگاه به گذشته تون و خلق قدرتمند آینده تون از طریق حال ( و نه گذشته) به شدت اثر میزاره. .

برای اینکه احساس ارزشمندی کنین، باید چشم هاتون رو از تمام تعلقات بشوئید، به قلمرو ذهن ناخودآگاه که دنیای ناشناخته هاست ورود پیدا کنین و با دیدی توام با خودآگاهی و عشق به خودتوت نگاه کنین.
شما باید به مرحله ای از آگاهی برسین که از خودتون، محیط اطراف تون، اطرافیانتون و زمانی که توش هستین عبور کنین ،
خدا این قدرت رو بهتون داده وقتی با عشق خودتون رو بپذیرین و خودتون رو درآغوش بکشین اونوقت دنیاتون عوض میشه… . کم کم نوع جذب هاتون تغییر خواهد کرد و به موازات اینکه روی خودتون زمان میزارین، با خودتون خلوت میکنین و خودتون رو بدون هیچگونه وابستگی می پذیرین و عشق به خود و خالق تون دارین ، برکات از جرز لای در هم شده به زور خودشونو وارد زندگیتون میکنن .

خیلی از ماها زندانی افکارمون هستیم ، زندانی احساسات گذشته مون، زندانی باور هامون ، باورهای محدود کننده ای که در مورد خودمون و زندگی مون داریم…..
همه اینها برنامه هایی توی ذهن ناخودآگاه ما هستن که خیلی هاشون حقیقت ندارن فقط دروغ هایی هستن که اینقدر به خودمون گفتیم یا به ما گفته شده تا باورشون کردیم.

همه ما باید یه انتخاب خیلی عظیم و نجات بخش داشته باشیم

بین

تلاش و تقلای فیزیکی
و

آگاهی

تلاش و تقلا با استرس همراهه
اما…..
آگاهی با اشتیاق

شما از هردو مسیر میتونین به خواسته هاتون برسین،
مسیر اولی با استرس و زجر همراهه و درطول مسیر مناظر این سفر رو از دست میدین

اما در مسیر دومی شما هر لحظه ضمن اینکه از مسیر لذت میبرین از طریق معجزات دلنشین و شگفت آور به خواسته هاتونم میرسین
پس……..

انتخاب باشماست ،شما خلاق و انتخابگر آفریده شدین.

«با آگاهی عالیجناب ذهن باشید.»

مروری مختصر بر مطالب این هفته ….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست